تـازه هـای سـایـت
آخرین مداحی ها
آثـار مـکـتـوب
18:01

ولادت حضرت زهرا(س) سال 1392 کربلایی جواد مقدم-میثم استادآقا(تصویری)
23:34

میلاد حضرت زهرا (س) - سه شنبه 92/02/12

بسم رب المهدی

مراسم جشن میلاد حضرت زهرا (س) مورخ 92/02/12 بر گزار شده در هیات یافاطمه الزهرا (س)بابل

با مدیحه سرایی مداحان :

حاج علی اکبری - حاج مهدی مختاری - حاج محمدرضا بذری - کربلایی محمد اسداللهی




ادامه مطلب
22:13

شب میلاد حضرت زهرا-سال91-هیات یافاطمیه الزهرا-بذری-مختاری-طهماسب پور
بسم رب المهدی

مراسم میلاد حضرت زهرا (س) سال 1391 در هیات یافاطمه الزهرا(س) بابل
با نوای مداحان :
حاج عباس طهماسب پور 
حاج مهدی مختاری
حاج محمدرضا بذری

و
سخنرانی :
حجت السلام و المسلمین حیدریان



پایگاه فرهنگی مذهی علمدار عشق
اللهم عجل لولیک الفرج



ادامه مطلب
20:42

میلاد حضرت زهرا (س) سال 91 در هیات یا فاطمه الزهرا بابل
بسم رب الزهرا

مراسم میلاد سراسر نور ام ابیها حضرت صدیقه طاهره فاطمه الزهرا در
 هیات یافاطمه الزهرا بابل
سال 1391
مراسم بسیار جالبی بود با مداحی حاج محمدرضا بذری و حاج مهدی مختاری و حاج عباس طهماسب پور و  سخنرانی حجت الاسلام حیدریان
واقعا قشنگه پشیمون میشید اگه دانلود نکنید
اون شب هیات غوغا بود




ادامه مطلب
21:50

تسبیح فاطمه
بسم رب الزهرا
تسبیح فاطمه

در خانه علی بسیار کار می کرد. با هم توافق کرده بودند کارهای بیرون را علی و کارهای خانه را فاطمه انجام دهد. با دست ها آسیاب می کرد، خانه را جارو می کرد، از چاه آب می کشید، دست هایش پینه بسته بود. گاهی اوقات بر اثر کار زیاد خسته می شد و لباس هایش کثیف می شد، در کنار همه این ها، نگهداری از فرزندان وظیفه دیگر فاطمه بود. روزی علی حال همسر خود را دید، ناراحت شد. آن روز در میان عرب ها خادم گرفتن مرسوم بود. علی به فاطمه پیشنهاد کرد نزد پیامبر برود و خدمتکاری بخواهد. فاطمه راه خانه پدر را در پیش گرفت اما پیامبر را در حال سخن گفتن با جمعی دید. برگشت. پیامبر دختر خود را دید و فهمید کاری دارد. به خانه دختر خود آمد. به فاطمه گفت: با من کاری داشتی؟ فاطمه چیزی نگفت. علی جریان را توضیح داد. پیامبر فرمود: «به شما چیزی یاد می دهم که از خادم بهتر باشد؛ بعد از هر نماز سی و چهار مرتبه الله اکبر، سی و سه مرتبه سبحان الله و سی و سه مرتبه الحمدلله بگویید.



21:49

زوج موفق
بسم رب الزهرا

زوج موفق


علی می گوید: «در مدت زندگی با فاطمه هیچ وقت او مرا ناراحت نکرد. من هم هیچ وقت او را ناراحت و خشمگین نکردم. او هیج وقت مرا نافرمانی نکرد هر لحظه که به او نگاه می کردم، غم و غصه هایم را فراموش می کردم.