| تبلیغات | X | |
|
بسم رب الزهرا مدح حضرت زهرا (س)-سری4 ![]()
من آن لاله ي وحي ام که گرديده خزاني قدم گشته کماني در ايام جواني مدينه ز تو سيرم، دعا کن که بميرم ***** بهارم شده پاييز نمانده بر و برگم به زودي همه ياران بنالند به مرگم مدينه ز تو سيرم، دعا کن که بميرم ***** علي بي کس و تنها غريبانه نشسته دگر کار نيايد از اين دست شکسته مدينه ز تو سيرم، دعا کن که بميرم ***** من آن ياس کبودم که چيدند ز باغم به لب آمده جانم به دل مانده دو داغم مدينه ز تو سيرم، دعا کن که بميرم ***** نه ديوار مرا کشت، نه مسمار مرا کشت بدانيد بدانيد غم يار مرا کشت مدينه ز تو سيرم، دعا کن که بميرم ***** نفس ها شده در دل، همه شعله ي آهم تنم نقش زمين شد، علي کرد نگاهم مدينه ز تو سيرم، دعا کن که بميرم ***** من و بازوي مجروح، من و صورت نيلي کجا بر ورق گل بود طاقت سيلي مدينه ز تو سيرم، دعا کن که بميرم ***** مشب شب بي مادري زينب کبراست فردا علي و خانه ي در بسته ي زهراست امان از دل حيدر(2) ***** امشب نفس فاطمه شد حبس به سينه فردا ز غمش گريه کند شهر مدينه امان از دل حيدر(2) ***** امشب بنويسيد به ديوار مدينه فردا حسنينند عزادار مدينه امان از دل حيدر(2) ***** امشب رود از دست علي يار غريبش يک خانه ي بي فاطمه فرداست نصيبش امان از دل حيدر(2) ***** امشب گل و پروانه و بلبل به خروشند فردا ز غم شمع سيه جامه بپوشند امان از دل حيدر(2) ***** امشب حرم فاطمه زوار ندارد جز مهدي موعود عزادار ندارد امان از دل حيدر(2) *****
|