| تبلیغات | X | |
|
بسم رب العباس اشعار در مدح علمدار کربلا-سری8 ![]() با مشقت پيكر عباس را پيدا نمود تا نمايد با برادر لحظه اى گفت و شنود گفت اباالفضل اى برادر جان پناه من توئى تا تو بودى خاطرم از قيد غم آسوده بود رفتى و كردى در اين صحرا غريب و بى كسم بر دلم داغ فراقت محنت ماتم فزود بعد مرگت زندگى بهر حسينت مشكل است بر برادر مرده آخر زندگى دارد چه سود ديده ام روشن بدى بر ديدن رخسار تو چون على اكبرم بر خاك كين كردى غنود چون ببينم چشم حق بين ترا آماج تير ماتم بى دستيت صبر و قرار از من ربود از وجودت اى برادر جان ز غم ايمن بدم از هزاران دشمن خونخواه پروايم نبود نوحه سر بنما (فراهى ) بر ابوالفضل و حسين كورى چشم رقيب دين بدخواه و حسود
»»»»» بيم عاقبت
سلام دوست عزیز
|